عباس اقبال آشتيانى

2

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

و همين كيفيات نگذاشته است كه بين دو مملكت متمدّن قديم العهد چين و هندوستان از اين طريق چنان كه بايد معاملات و روابط كافى برقرار شود و سكنهء اين دو كشور به آسانى تبادل افكار و تعاطى معارف و معلومات كرده باشند و باهم مخلوط و مرتبط بشوند . نتيجهء اين وضع اين شده است كه از قديم‌ترين ازمنهء تاريخى مهاجرتها و هجوم‌ها و رفت‌وآمدهاى سكنهء اين قسمت از آسياى شرقى و مركزى غالبا در جهت عرض جغرافيائى بلاد خود بوده و چون چنان كه خواهيم ديد در ميان اين جماعت اكثريت با صحراگردان و بيابان‌نشينان است و ايشان هم همه‌وقت محتاج و آرزومند دست يافتن بر نواحى آباد پرنعمت بوده هر وقت توانسته‌اند به يكى از دو جانب مسكن خويش يعنى يابچين و يا به ايران حمله برده و دائما هستى اين ممالك و خوشى و سعادت سكنهء شهرنشين متمدن اين دو سرزمين را مورد تهديد و معرض خطر قرار داده‌اند . بعلاوه چون اين دو قوم متمدّن به داشتن ارتباط با يكديگر و معاملات تجارتى و روابط سياسى احتياج داشته و راه ارتباط ايشان هم از مساكن و يورتهاى اين مردم بيابانى چادرنشين بوده است چينيها از طرفى و ايرانيها از طرفى ديگر خواهىنخواهى براى باز نگاهداشتن راه ارتباط بممالك يكديگر مجبور بوده‌اند با اين اقوام دست‌وپنجه نرم كنند و يا با دادن باج و خراج و حفظ مناسبات دوستانه طرق كاروانى بين آسياى شرقى و غربى را مصون و داير نگاه دارند . ناحيهء وسيع مذكور در فوق را از جهت ميزان پستى و بلندى به دو قسمت مشخص مىتوان تقسيم كرد : يكى دشتهاى كم‌ارتفاع سيبرى جنوب غربى و تركستان « 1 » واقع در ميان نجد ايران و نجد پامير و سلسله كوه‌هائى كه در دنبالهء اين نجد اخير به موازات يكديگر تا حدود درياچهء بايكال « 2 » كشيده مىشود . ديگر قسمتى كه بين اين رشته كوهها و ديوار چين و كوه خينگان كبير قرار يافته و مركب از چند دشت بىآب و علف ريگزارى است با ارتفاعات بالنسبه زياد كه اطراف هركدام از آنها را يكى دو رشته كوه گرفته است . مهم‌ترين اين نواحى دشت مغولستان است در شمال بين كوههاى

--> ( 1 ) - در اين مقدمهء جغرافيائى هرجا ذكر تركستان و افغانستان مىشود مقصود آن نواحى است كه امروز آنها را به اين اسامى مىخوانند نه وسعت و مفهوم تاريخى آنها . ( 2 ) - Balkal